کدام شرکت بهترین ابزار هوش تجاری را دارد؟

کدام شرکت بهترین ابزار هوش تجاری را دارد؟

یکی از سوالاتی که معمولا خریداران سیستم های هوش تجاری، تازه کارها و حتی متخصصین با آن درگیر هستند این است که بهترین ابزار هوش تجاری را کدام شرکتی تولید می کند؟ ما ر اینجا با توجه به مقاله ای از سیندی هاوسون (Cindi Howson) از تحلیلگران گارتنر، به این سوال پاسخ می دهیم.

گارتنر هر سال گزارش قابلیت های حیاتی پلتفرم های هوش تجاری و تحلیلی را منتشر می کند. این گزارش فروشندگان ابزارهای هوش تجاری را بر اساس امتیازاتی که از معیارها و پنج Use Case بدست می آید رتبه بندی می کند.

آیا بهترین وجود دارد؟

اگر واقع بین باشیم رتبه بندی های درون این گزارش خیلی مهم نیستند. مهمترین قسمتهای این گزارش امتیازات، use case ها و بحث درباره نقاط ضعف و قوت ابزارهاست. اگر با یک مثال شروع کنیم بحث روشنتر می شود.

دانش آموزان در مدارس چگونه رتبه بندی می شوند؟ شاید به نظر واضح برسد که چه کسی دانش آموز ممتاز است ولی رتبه بندی دانش آموزان واقعا مسئله ساز و شک برانگیز است. آیا همه جوانب تحصیلی دانش آموزان با این روش رتبه بندی پوشش داده می شود. وزن هر درس در محاسبه میانگین را چگونه تعیین می کنید؟

همین مطلب را درباره ابزارهای هوش تجاری گفت. برای مثال مقایسه نیازمندیهای مانند row level security (که وجود آن در سیستم های بیمارستانی حیاتی است) و موبایل (که برای فروشندگان ضروری است) بسیار مشکل است. همین طور وقت گذاشتن برای تعیین رتبه دو ابزار هوش تجاری که امتیازهای ۳٫۶۱ و ۳٫۵۸ را کسب کرده اند بی ارزش است. زیرا هر دو تقریبا یک امتیاز را کسب کرده اند. بنابراین نباید صرفا به رتبه داده شده اکتفا کرد.

همیشه گفته ام که یک ابزار هوش تجاری که بهترین باشد وجود ندارد ولی مناسبترین (best fit) وجود دارد. با ویژگی تعاملی گزارش قابلیتهای حیاتی گارتنر می توان مناسبترین ابزار را پیدا کرد.

وزن های خود را بدهید

گزارش قابلیتهای حیاتی پلتفرمهای هوش تجاری و تحلیلی در سال ۲۰۱۶، پنج use case را پیشنهاد می دهد:

Agile Centralized BI Provisioning
Decentralized Analytics
Governed Data Discovery
Embedded BI
Extranet Deployment

برای هر use case می توان وزن های متناسب با کسب و کار و نیازمندیهای خود را تخصیص بدهید. تغییر این وزنها می تواند نمره یک فروشنده و در نهایت رتبه آن را به طور کلی تغییر دهد. به عنوان نمونه یکی از مشتریان در ابتدا با رتبه بندی گارتنر در یکی از use case ها مخالف بود به این دلیل که شرکت TIBCO در یک use case جلوتر از SAP قرار گرفته بود و در use case دیگر بعد از آن قرار گرفته بود. دلیل این بود که اولا این مشتری فراموش کرده بود که شرکت TIBCO اخیرا Jaspersoft را خریده است و گارتنر فقط نرم افزار Spotfire این شرکت را ارزیابی کرده است. دوم این که کاهش وزنها نمره ها را تغییر می دهد.

اثر هاله ای

علاوه بر دسته بندی های گسترده قابلیتها، نمرات جزئی معیارها براساس ترکیبی از نظرات تحلیلگر و بازخورد مشتریان بدست آمده است. با تحلیل هایی که انجام شد به این نتیجه رسیدیم که مشتریان علاقه مند به یک فروشنده یا محصول در نمره دادن افراط می کنند و همین طور مشتریانی که از یک محصول یا فروشنده ناراضی هستند نمرات بیش از حد پایینی به آن محصول یا فروشنده می دهند، به این رفتار اثر هاله ای یا Halo Effect گفته می شود. غیرممکن است دقیقا بگوییم چقدر این اتفاق می افتد فقط می توانیم بگوییم که این کار انجام می شود. در گارتنر سعی می شود در مواردی که این اثر مشاهده شود، مدل ارزیابی کمی تغییر داده می شود تا بهترین نما از قابلیتها ارائه شود.
گزارش را به دقت مطالعه کنید

درست است که نمودار چشمگیر است ولی باید گزارش را به دقت مطالعه کرد. اول از نقاط قوت و بهبودهای فروشنده شروع کنید. مهم نیست در حال حاضر از کدام محصول استفاده می کنید، اینها نقاطی هستند که می توانید از آنها استفاده کنید. در ادامه نقاط ضعف فروشنده را مطالعه کنید تا با محدودیتهایی که پیش رو خواهید داشت آشنا شوید و اگر قرار است از محصولات فروشنده استفاده کنید از این موارد اطلاع داشته باشید. هر محصول نقاط قوت و ضعفهایی دارد، در این گزارش مهمترین آنها برجسته شده اند.
لیست کاملی از فروشندگان وجود ندارد

گزارش قابلیتهای حیاتی پلتفرم های هوش تجاری و تحلیلی، گزارشی است که همراه با گزارش Magic Quadrant ارائه می شود. این گزارش بر قابلیتهای محصول متمرکز است و دربردارنده فرضیات مهم استراتژیک خرید مانند چشم انداز و بقای فروشنده نیست، فاکتورهایی که در Magic Quadrant در نظر گرفته می شوند. همچنین تعداد فروشندگان اشاره شده در گزارش محدود است.

 

 

 

دیدگاه خود را بنویسید: